خدا را ٬بس کن اين ديوانگی ها!

زجمع آشنايان می گريزم

به کنجی می خزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تيرگی ها

به بيچاره دل خود می دهم گوش

 

گريزانم زين مردم که با من

به ظاهرهمدم و يکرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت

به دامانم دو صد پيرايه بستند

 

از مردم که تا شعرم شنيدند

برويم چون گلی خوش بو شکفتند

ولی آن دم که در خلوت نشستند

مرا ديوانه يی بد نام گفتند

 

و من ای دل ديوانه من

که می سوزد زين بيگانه ها

مکن ديگر ز دست غير فرياد

خدارا٬ بس کن اين ديوانگی ها

 

نمی دانم چه می خواهم خدايا

بدنبال چه می گردم شب و روز

چه می جويد نگاه خسته من

چرا افسرده است و اين تب پرسوز

...

***************

باز ديوان فروغ همدم شب ها و روزهام شده!

شب ها و روزهايی که می گذره و من گذر اونها رو حس نمی کنم!

روزها و شب هايی که سپری می شه و قلم در دستانم حرکت نمی کنه!

....

قلم با دستام بيگانه شده!بيگانه تر از خودم با خودم!

...

هر بار می زد به سرم به برکت دوستان خوبم در عرض يک هفته

به حال عادی بر می گشتم!

ولی اين بار نه نگاهی آشنا نه زينب نه بقيه کاری نتوستن بکنن...

ديشب به سرم زد که بی خيال همه چی شم!

به من چه که کی زندانه يا که کشته می شه يا کی شکنجه!

ولی صبح(صبح که نه ساعت ۵) که بيدار شدم باز پای اين کامپيوتر نشستم

و شروع کردم وب گردی...!!!!

امروز با خودم فکر می کردم چطور بعضی ها خودشون رو به نفهمی می زنن!

شايدم اصلا نمی فهمن!

خوش به حالشون...

وقتی کاری از دستم بر نمی اد چه فايده که بشينم و بنويسم!

...

خوش به حال دکتر و آل احمد و اخوان و مصدق و....

که رفتن و اين روزا رو نديد ن!

من بر عکس بعضی از رفقا اصلا دوست ندارم بدونم اونا اگه زنده بودن چه می کردن!

خدارم شکر می کنم که نيستن تا ببينن !

خوش به حالشون!!!!

....

*************

مدتهاست که می خوام در مورد موضوعی بنويسم!همه چيز هم آمادست فقط قلم که ياری نمی کنه!

خودم هم خسته شدم اينقدر ناله کردم!

فردا!فردا دوباره شروع می کنم!

يعنی اميدوارم!

...

 

آزاد باشيد وآزاد انديش!

 

 

/ 14 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگاهی آشنا

سلام شعر خيلی قشنگی بود.موفق باشی عزيزم.قربان تو

mona

سلام. کجايی بابا ...آدرس تو از نگاهی آشنا گرفتم. دلم برات تنگ شده ...به من سر بزن خوشحال مي شم ...قربانت ...ياحق

ghorbatee sabegh

dooste aziz e-maile shoma resid merci . shoma be man lotf darid amma baejazatoon dige baraye hamishe az in diyar raftam . midoonid ab dar havan koobidan bood va man hoselasho nadashtam . behar haal merci . rastee agar khasti musice matnet contorol dashte bashe ya kolan dastee be saro gooshe webloget bekeshi be addrese zir roojoo kon khili mofide . bye .............http://explorer.blogsky.com

Mehrdad

سلام دوست من!‌ باور می کنی دلم واست تنگ شده بود؟ نميدونم چرا دوست ندارم بنويسم قشنگ می نويسی با وجود اينکه واقعا قشنگ می نويسی! دلم نمی خواد اينجوری خودت رو بسوزونی وقتی سوختنت فقط از دست رفتنه يه وجود با ارزشه. کاشکی اينجوری نبودی! کاشکی خونواده تو اينهمه احساس مسئوليت نسبت به اطرافش نمی کرد و تو رو اينهمه معذب نمی کرد. ميدونی دوست ندارم از يکی همسن تو اينجوری چیزهایی بخونم وقتی يادم مياد چه جوری شبیه اين عذابهايی رو که تو کشيدی من هم کشيدم. میدونم باور نمی کنی که چند سال دیگه خسته میشی و میبری ولی کاشکی باور می کردی. کاشکی میدونستی از دست تو هیچی بر نمیاد و این سرنوشت و سنت و شاید جبر تاریخه. کاشکی میدونستی که چه استعدادی هستی و چه جوری داری پرپر میشی! متاسفم زیاده روی کردم. ولی یه جورایی حیفم میاد. تو بزرگتر از این چیزهایی و بزرگیت حیفه!‌ بخدا جدی میگم! حيفه که پای من و ايران و دانشجو و دکتر (به قول تو) و ... تلف شه کاشکی ....!

ghorbatee

خيلی خوب و با اطلاعات مينويسی موفق باشی

اژدهای آبنباتی

سلام ٬ زيبا و خواندنی بود ٬ آفرين ! خوشحال ميشم اگه دفتر اشعار مرا هم ورقی بزنی ! موفق و پيروز باشی.

farid

سلام ... چرا فکر ميکنی نميتونی کاری بکنی ؟؟ همین نوشتن خودش کار بزرگیه که خیلی ها به قول تو بي تفاوت ازش مي گذرن ....پس ادامه بده ... شاد باشی .

نرگس

خیلی ریزه

mona

سلام. من بلاخره لينکيدمت...راستی امروز خيلی يادت کرديم...به من سر بزن...بای باي

ghorbatee

سلام من منتظر مطالب جديديت هستم