سکوت را بايد شکست

همه چيز تمام شد.همه چيز.همه تلاشها،همه قلمها،همه حرفها،همه باور ها،همه فکر ها،همه مشت ها،همه فرياد ها،همه دردها.نه نه دردها تازه شروع شد...داستان تازه يی شروع شد با نام درد.

نه من خسته نيستم.من نا اميد نيستم.من بی فکر اينها را نمی گويم.من بی مشورت اين حرفهارا نمی زنم.مدتهاست که فکر کردم.مدتهاست که سکوت کردم.مدتهاست که فرياد هايم را خفه کرده ام.مدتهاست که حرفهايم را نزدم.مدتهاست که مشت هوا نکرده ام.مدتهاست که فقط درد کشيده ام.درد درد درد

چه خوابهايی برای آزادی سرزمينم می ديدم.چه رويا هايی برای مردمم داشتم.چه حرفها و فکر هايی.می خواستم تمام سرمايه ام رو که قلمم بود برای آزادی سرزمينم بدهم.ولی افسوس و صد افسوس.باز سرنوشت کشورم،سرزمينم،ميهنم،مامم پشت درهای بسته رغم خورد.باز چاه نفتی و باغ پسته يی.باز سکوت و باز عروسکهای خيمه شب بازی...

مدتهاست پای رفقای امريکايی به کاخها باز شده.مدتهاست به سلامتی هم گيلاسها را خالی کرده اند.مدتهاست ديگر لانه جاسوسی،لانه دوستی ست.ديگر ايرباس و طبس و...معنايی ندارد.مدتهاست که گفته اند نمی شود تا آخر دنيا با کشوری قهر کرد.پس صله رحم چه می شود!

مدتهاست که بمب اتم شده اسباب تفنگ بازی پسرکانی که فکر می کنن بزگ شدن.پسرکانی که به رسم اعراب لباس می پوشن و زن عقد می کنن.پسرکانی که مغزشان خشک شده.منجمد شده.مدتهاست آفتاب نخورده.مگر از زير آن دستمال ها که به سر می بندد هوايی هم می تواند جريان داشته باشيد؟

مدتهاست که مارا به بازی گرفته اند.با باتوم و عروسک و زلزله و جنگ و حشيش و پارتی و قطار و انتخابات.تصميماتی که بايد گرفته شود گرفته شده.حرفهايی که بايد زده شود زده شده.قرار داد ها امضا شده.همه چيز تمام شد....

کاری خواهند کرد که ديگر معترضی باقی نماند.رفاه کامل اجتماعی و اقتصادی.عوام ديگر چه می خواهند؟ژاپن اسلامی کم بی معنی نيست.رفاه اجتماعی که باشد،اروپا و امريکا که باشند آزادی ديگر چيست؟چه کسی ديگر حرف من و تو را می خواند؟

فقر فرهنگی بدرک.فرهنگ می خواهند برای چه؟خوب می خورند،خوب می خوابند،خوب جماع می کنند،خوب بچه دار می شوند و خوب می ميرند.همين کافی ست...

مگر اينک با اين همه بی عدالتی خريداری دشتيم؟کدامشان با گوش دل حرفهای مارا می خواند؟کدامشان می فهميد قلم چيست و قلم بدست کيست؟کدامشان می فهميد دردهای مارا!مهم نبود.همين که با ما بودن کافی بود ولی حالا!

امريکا می آيد،اينها می مانند برای مدتها،حداقل ۲۵ سال.اروپا می آيد،رفای ايجاد می شود همه چيز تغيير می کند.جايی برای اعتراض نمی ماند.اعتراض بی معنی می شود.هجو می شود.

و من و تو بايد از زور بی حالی رمانهای م.مودب پور بخوانيم و در سواحل خزر تانگو برقصيم.

آری همه چيز تمام شد.همه روياها.همه حرفها.همه فرياد ها همه مشت ها.همه چيز معلوم شد با اين رای....

 خداحافظ رويای شيرين آزادی!

***************

زيباترين کلمات دنيا هم اينک ياری من نيست برای گفتن اين حرف.نمی دانم چطور بايد بگويم.بارها با خود تمرين کردم.سرمشق نوشتم ولی باز آنطور که شايسته تو بود نتوانستن بگوييم زاد روزت مبارک.اينجا می گويم که همه شاهد باشند.از صميم قلب روزهايی خوش را برای تو يگانه دوست آرزومندم.

**********

بالاخره تسليم شد.تهديد ها از جايی ديگر بود و چند تک مضرابی از ما.بالاخره به دنيای ما آمد.با حرفهايی نگفته،با رازها افشا نکرده...امده که زود برود.به خانه اش برويد و تنهايش نگذاريد.تصوير کهنه اينک در کنار ماست.

***********

نمی دانم جواب اين همه مهربانی را چکونه بايد بدهم.من لايق اين همه لطف و صفا نيستم.از همه رفقايی که چه در مسنجر و چه در اينجا آغاز سال رو شادباش گفتن ممنونم.از همه شما!بخاطر لطفی که به من داريد.کاش روزی لايق اين همه دوستی شوم!

 آزاد باشيد وآزادانديش!

/ 37 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Babak

kaamelan dorost gofteand ke:. gohare khod ra hoveyda kon kamaal in ast o bas khish ra dar khish peyda kon kamaal in ast o bas.... biyaayid be khishtan e khish biyayim ta ham gohare ensaani ra beshnaasim va ham az changaale jahl raha shavim.ba behtarin arezooha baraaye shoma aziz va GOL PAAYANDEH IRAN O IRANI

همیشه خالی

عزيز من ميشه بيشتر در مورد اون لنز روشنی که گلناز ميگفته توضيح بدی . ريحان من دينا رو همونی که هست ميبينم . نبايد خيلی جاها حرف بزنم . خيلی جاها نبايد به رو بيارم . ولی مشکل من جای ديگه است . از کودکی . از زمانی که متولد شدم . ريحان يک سوال دارم : چرا هميشه ماها بايد دل تنگ باشيم . چرا نبايد بی خيال زندگی کنيم ؟!!! چرا بايد بشنويم و دم نياريم ؟!! بی خيل . بازم ميگم بی خيل . . . باش و شاد باش

اژدهای خاکستری

ما ارمنی ها سه کلمه داريم که من بهش اعتقاد خاصی دارم : اميد ‌. ايمان و عشق به نظر من آدمی مثل تو که هر سه را برای وطن داره نبايد نوميد شه آره بازيهای سياسی کثيفه ولی کثيف تر از اون دست شستن از مبارزهست

تنها

سلام دختر آريای گل؟؟!!.. خ.بی؟؟!!.. اومدم يه سری بهت بزنم.. خوشباشی عزيزم..

پسر ایرونی

درود بر شما.دوست من قبول دارم که شرايط سختی را متحمل شده ايم.ولی نه برای خودمان بلکه برای آيندگان بايد از پای ننشينيم و تا حد جان برای آزادی ايران عزيزمان از چنگال استبداد بکوشيم.موفق باشيد

mehr

ريحان جان آن مطلب را که فرستاده بودی خوندم. جالب بود و ناراحت کننده حالا بيشتر برات مينويسم

sotak

مطالبت را خواندم..سرزمينت پاينده باد!!

sarzamine eshgh

کيست انکس که ترا برق نگاهش ميکشد سوخته لب در خم راهی؟ يا در ان خلوت جادوئی خاموش دستی افروخته فانوس گناهی تو به من دل نسپردی که چو اتش پيکرت را زعطش سوخته بودم من که درمکتب رويائی زهره رسم افسونگری اموخته بودم

arshia

در صورت امکان به ميل من پاسخ بديد