آزادی!

اينها خيلي از کارهاشان،خيلي از برنامه هاشان،خيلي از حرفهاشان شبيه انهاست.تاريخ دارد دوباره تکرار مي شود.البته با رنگ و بويي تازه.انگارهمين ديروز بود که شاه،خميني را تبعييد کرد.انگار همين ديروز که همه در آمد کشور صرف رفاه شد.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بعد از تبعيدد خميني،همه سرمايه ها رفت در بخش رفاه اقتصادي و اجتماعي.در مدارس شير مجاني مي دادن و با 5 تومان مي توانستي خانه يي بخري.عوام پرت از دنيا سرشان گرم شد و مبارزه کمرنگ!

و حالا اينها هم همين قصد را دارند...قرار است دوباره سرها در گريبان برود.مي خواهند آزادي هاي اجتماعي را زياد کنند.کافي شاپ ها و مغازه ها تا ساعت 3 نيمه شب باز باشد.قيمت ها را بياورند پايين و در آمد نفت به جاي سازندگي صرف سوبسيد و چراغاني شهر و ... شود.حالا ديگر شهر دست اينهاست.شوراي شهر و مجلس و سال ديگر هم رياست جمهوري.دير بجنبيم ديگر فرصتي براي نفس کشيدن هم نمي ماند.

وقتي رفاه اجتماعي باشد توده مردم ديگر چه مي خواهد؟غير از اين است که او از براي نان با ما هم صدا شده؟غير از اين است که دختران وپسرانمان چون ديسکو ندارند و نمي توانند آزادانه در پارکها قدم بزنند با ما همصدا شدند؟غير از اين است که دانش آموز از ترس کنکور و بند پ.پ در دانشگاه و باتوم هايي که اشتباها به سرشان مي خورد با ما هم صدا شده است؟!؟!

کدامشان بدنبال آزادي است که منو و تو مي خواهيم!

به هر حال آزادي براي هرکس معنايي دارد.براي من زماني معنا پيدا مي کند که دوستانم بخاطر فکر کردن به زندان نيوفتند و رفقايم مجبور به ترک ديار نشوند.براي آن دختر وپسر جوان معنايي جز بي بند و باري ندارد و براي کارمند آزادي در حقوق و مزاياي کافي معنا پيدا مي کند.

اين درست است چون هر کس بنا به ايده آل هايش معنايي براي آزادي دارد.

ولي مشکل اينجاست که آزادي آنها را دولت مي تواند با کمي ولخرجي وکمي چشم پوشي از اعتقادات مذهبي اش (اگر فقط ظاهر نباشد)معنا ببخشد ولي آزادي من و تو باعث نا بودي او مي شود.

پس

آزادي آنها را معنا مي بخشد.حواسشان را با بادکنکهاي رنگي پرت مي کند و کاري مي کند که اين جماعتي که اينک پشت ما بود،برود.

آنها فکر مي کنند به ايده الهاشان رسيده اند و ما به انزوا کشيده مي شويم.

 

دير بجنبيم ديگر فرصتي براي نفس کشيدن هم نمي ماند.

ما حتي در بين خودمان هنوز تعريف درستي از آزادي نداريم.هنوز بعضي ها نمي دانيم چه مي خواهيم!سلطنت،جمهوري،سکولار يا...

بهتر نيست بجاي شعار دادن ،بجاي ناسزا گفتن و بجاي آسمان ريسمان بافتن و بجاي خط و خط بازي سعي کنيم به هدف مشترکي برسيم؟!؟

بهتر نيست ما از قبل آماده حرکت آنها باشيم که ناقافل کيش و مات نشويم؟!

نسل قبل که شريعتي ها و مجاهدين و توده و نهضت ازادي ها را داشت اين شد.واي به حال ما که با اين همه ادعا هنوز حزبي قوي هم نداريم!

پس بلند شويد.فردا دير است.

امروز، همين امروز بايد شروع کنيم.

چقدر جلال زيبا جواب اين سئوال را داد وقتي پرسيدم حالا بايد چه کنيم!؟!؟

خود سازي

اينک زمان خودسازي ست!

 *********

قرار نبود به اين زودی جديد کنم.ولی نمی دونم چقدر ديگه مهمون اين خونم.

نمی دونم کارم به کجا می کشه.دلم نمی خواد حذفش کنم.نمی خوام هم بگم کسه ديگهيی بنويسه.اينجا ذهن من!

ولی نمی دونم چی پيش می ياد!از يه طرف ايندمه از يه طرف حرف نا گفته زياده!

نمی دونم...بهتر تا فرصت هست تا می تونم بگم!

آزاد باشيد وآزاد انديش

/ 48 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حزب آینده سازان ایران - شاخه فارس

سلام دوست عزيزم . ۹۰٪ از مردم ايران و مبارزان به قول خودشان راه آزادی همانطور که گفتی برای رسيدن به بی بند و باری و اقتصاد هست . تحصن معلمان نوعی از اين مبارزات هست که به خاطر کم بودن حقوق و مزاياشان دست به تحصن زدند . اما مهم نيست چند نفر در اين راه معنای واقعی آزادی را بدانند مهم اينجاست که هممين عده معدودبه خاطر اعتقادشان مبارزه می کنند و مطمئنا موفق ميشوند . شاد باشيد و سرفراز .آزاد باد ايران و بدرود

ميليشيا

سلام دوست من. برای اتحاد نياز به ذهنی باز تر داريم. نگاهی به دور از دگماتيسم و فراخوانی همراه با صميميت و صداقت نه تعصب و وهين بر انگيز. اگر هدف آزادی بيان است ما اين آزادی را برای چه می خواهيم؟ جز برای روشن گری و رهايی توده ی مردم از لمپنيسم؟ وقتی می توانيم دم از پيروزی بزنيم که در جذب همان قشری که گرفتار لمپنيسم اجتماعی شده اند و آنها را به باد تاسفات بزرگوارانه ی خود میسپاریم، موفق باشيم و گرنه شما و دوستان که می دانيد..... در هر حال شاد و پيروز باشيد.

انديشه و قلم

درود رفيق ... آيا تورا گفته بودم تا چه حد از شريعتی متنفرم ... ؟! ... راستی پيامت را که برای پست قبلی گذاشته بودی .. دو مطلب قبل تر ... خواندم ... ممنونم ازت ... بدرود

کورش

سلام: به روز شدم .... خوشحال میشم سر بزنی...

انديشه و قلم

درود رفيق .. يک ايميل از شما برايم اومده بود .. متاسفانه با فونتی نوشته شده بود که نتوانستم بخوانمش ... چه کار بايد بکنم ؟...

کورش

سلام : برای تبادل لينک موافقی؟

khers mehrban

سلام دوست خوبم . نوشته شما بسيار از سر درد و دغدغه نوشته شده . متاسفانه شرايط همان طوری هست که شما می گوئيد هست و ما کم کم به سوی انزوای بيشتر می رويم . تنها راه تکثير هست ما بايد تکثيرشويم و يارگيری کنيم که کار شاق و مشکلی هست و مستلزم دانستن زبان نسلی که با من تفاوت زيادی دارد حتی به زبان من حرف نمی زند دغدغه های مرا ندارد و بايد با اين نسل نزديک بشويم و از اين نسل يارگيری کنيم با اين نسل پوست بياندازيم و جوان شويم . البته که کار شاقی هست . ولی راهی غير اين نداريم

mohammad

سلام... حالت خوبه دختر اريايی... مطالب جالی نوشتی خوشم اومدم از اين هم ولگردی که کردم مطالبی به قشنگی مطالب شما نخونده بودم .... اوميدوارم موفق باشی

AZADI AZADI

Hamvatan aziz Lotfan link man ra be site khod ezafe konid. Be khatere vatan azizeman. Ba sepass faravan Payandeh Iran