کاش مردانمان غيرتشان را به دينشان نمی فروختند... کاش آريایی می ماندند!

 

از ظلمت رميده ميدهد خبر سحر

شب رفت و با سپيده خبر ميدهد سحر

 

نمی دونم از کجا شروع کنم...از اولش يا از آخرش...

يعنی اصلا نمی دونم چرا به اونها اين احساس رو دارم....

احساسی شبيه انزجار...نفرت...

احساس می کنم هر چه می کشيم از آنهاست...

بهتره از اول شروع کنم....

                             **********                               

    ۱۴۰۰ سال پيش در کربلا اتفاقی افتاد که نسل به نسل در گوشها گفته

شد...

اون حادثه جاويد ماند...خيلی ها در موردش کتاب نوشتن و خيلی ها برایش گريه

کردن...برای قربانيای اون واقعه...

۱۴۰۰ سال بعد يا به روايتی ۲۴ سال پيش باز اتفاقی افتاد که تا به امروز نقل خيلی از

مجلس ها بوده...

کربلا وسطه عراقه و خرمشهر همسايه عراق....اون روز يزيد با خشم سر حسين را

برید و امروز صدام با شادمانی سر عزاداران حسين را!

اون روز يزيد ۷۲  تن را کشت و امروز صدام بيش از ۲ ميليون نفر!بگذريم از جانبازا!

يزيد پدربزرگ صدام بود و سربازان سپاهش نوادگان شمر و....

                                   **********                                   

حال يکی به هر نامی !به نام سلاح اتمی!سلاح شيميايی يا...قصد داره به عراق 

حمله

کند و سردمداران ما می گويند نه!

آخر بزرگان ما !کسی بايد بالاخره کين حسين و پدران ما را از آنها بگيرد...

صدام با زنان و دختران خرمشهری کاری کرد که يزيد با زينب و زنان حرم حسين کرد...

پس نگوييد نه!

          ***************************************

اين متنی بود که چند روز قبل از عيد در وبلاگ قبليم نوشتم...وحال امروز...

        محمد باقر حکيم رئيس مجلس .....  عراق در اثر بمب گذاری در

  مراسم نماز جمعه به درجه رفيع شهادت نائل شد!....

               به همين مناسبت مراسم ختمی توسط آيت الله خامنه يی در فلان

مسجد برگزرا می شود....

سخنگوی وزارت خارجه امريکا:از ايران می خواهيم در مسائل داخلی عراق دخالت

نکند....

آيت لله فلانی در خطبه های نماز جمعه فلان شهر:مردم عراق حکومتی دينی مانند

ايران عزيز می خواهند....

   واين داستان دامه دارد...

 

وای خدای من...تا کی!تا کی می خواهند به جای ديگران فکر کنند ٬تصميم بگيرند و

عمل کنند...

تا کی می خواهند ما بقی انسانهای روی کره زمين را ابلهانی بی فکر خطاب کند...

تا کی می خواهند انقلابشان را به همه کشور ها صادر کنند...

تا کی می خواهند به جای رسيدگی به داخل٬خارج را ترميم کنند...

تا کی می خواهند....

     **********

کودکان عراقی با لباسانی مندرس جلوی دوربين های صدا و سيمای جمهوری

اسلامی ظاهر می شوند و از امريکايی ها با نفرت ياد می کنند.همه با چشمانی

اندوه بار برای انها دل می سوزانند وای من با بی تفاوتی از جلوی تصوير عبور می

کنم...عزاداری مردم برای حکيم...عزاداری و تشيع جنازه شهدای جنگ...

گريه زنانی که شوهرانشان روز جمعه رفتند...چهره تک تک زنان بيوه کشته شدگان

جنگ تحميلی

...

سرباز امريکايی با قنداق تفنگ بر سر مرد عرب می کوبد...سرباز عراقی تفنگ را به

سمت پرستويی(سريال خاک سرخ)می گيرد و بر سر او می کوبد.گويی حيوانی

وحشی را رام می کند.....

و.....

 ياد اوری اين صحنه ها حس نفرت و انزجار رو در من صد برابر می کند در

شما چی؟حال بنشينم و برای حکيم سوگواری کنم...زهی خيال باطل...کاش مردان

ما اينگونه نبودند...کاش به راحتی دشمن را نمی بخشيدن...

کاش هنوز آريايی پيدا ميشد که بجای

باز کردن اغوش برای دشمن نيزه به شمت او بگيرد!

...

     *************************************************

يکی از دوستان در کامنتی از توجه من به مسائل سياسی و اجتماعی ابراز نگرانی کرده بود...دوست عزيز  اين جريانات مثل رودخانه می ماند...زمانی که وارد رودخانه شدی ديگر حرکت به سمت عقب دشوار  است...پس بهتر است همراه جريان آب بروی تا ببينی چه زمانی رودخانه به آبشار می رسد و تو را به پرتگاه پرت ميکند...رفيق عزيز می دانم آينده روشنی ندارم و

...

ولی ترجيح می دهم کاری را که شروع کردم تا اخر بروم...نمی توانم برگردم...پس بگزاريد با جريان آب بروم فقط مرا با نصيحت هايتان ياری کنيد که شايد دير تر به آبشار برسم!

 

                                           آزا باشيد وازاد انديش                                      

 

 

/ 18 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
golnaz.

این جهان چه قدر ساده بود و ساده است وما چه قدر در هم تنيديم اين جهان ساده را که آب بود و خاک آتش بود و هوا وانسان. آنقدر به هم بافتيم که بعد کسانی به راه افتادند که جهان را ساده کنند معنا کنند و برايمان شرح دهند...! می دانم برای چه اينها را مينويسی؛ زيرا انسان هرگاه نتواند در تنهايی دل خودبماند در لبهای خودزندگی می کند. حقيقت تلخ است.....ولی يک آريايی هميشه......يک آريايی است....

negahiashena

سلام چه می کنی با اوضاع و احوالات و زندگی؟ من ايشالا يه هفته ديگه می يام. اميدوارم بتونم ببينمت. من دلم واسه بچه های عراقی می سوزه. آخه تقصير اونا چي يه؟ ولی خوب حرفات يه جورايی درسته. بازم ميگم ٫ خودشو ناراحت نکن. قربانت.

ghorbatee

اگه ناراحت نميشين از خودش اجازه بگيرم

يك دوست

با حرفات موافقم.تو اداره مملکت خدمون موندن برای بقيه هم تصميم می گيرند. تو اين رودخانه که هستی زياد دست و پا نزن که زود تر به ابشار برسی

جلال

سلام ، مفصل برات می گم ولی موشوع جالب بود !

mona

سلام.بابا پس اين لينک شما چی شد؟ وقی نگاهی آشنا اومد دلم ميخواد دور هم يه روز ببينمتون ...

farid

سلام ... کاری رو که ميدونی درسته و بهش اعتقاد داری انجام بده ... اما اگه نسنجيده عمل کنی و زود به آبشار برسی ....اونوقت نميشه قضاوت کرد که از کارت نتيجه گرفتی.... شاد باشی .

محمد جواد طواف

سلام دوست عزیز.. از اینکه به وبلاگ من سر زدید خوشحالم، امیدوارم روزی از راه برسد که کسی کین در دل نداشته باشد، و نخواهد انتقام بگیرد، آنهم انتقام 1400 سال پیش را!! امیدوارم روزی فرا برسد تا انسان ها را به خاطر انسان بودن دوست بداریم، و در بازی زندگی جوری عمل کنیم که همه برنده باشیم.. امیدوارم ....

مجتبي

سلام وقتي رودخونه كثيف باشه ,آبشار جاي قشنگيه , اونجا بهتر ميشه زندگي كرد و شايدم نكرد . يه چيز ديگه ... من از تبار پاك آريايي --- تن نميدم به رنگ كهربايي (( زنده ياد فروغي ))